جمعى از نويسندگان
339
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
بهخاطر اينكه يك فرد است رها نساخته و تعليم و تربيت و فرد را در چارچوب تحليلهاى هزينهفايدهى حاكم بر نظام تعليم و تربيت غير دينى كه مبتنى بر شاخصهاى مادى و ظاهرى است قرار نمىدهد « 1 » . تعليم و تربيت در نظام اسلامى بهويژه رويكرد عرفانى آن ، در مراحلى به سكوت و بىنمودى رسيده و « ديدنى » بدون « امكان و اجازهى گفتن » « 2 » مىشود . اين مرحله براى فراگير و فراده « 3 » مطلوب و موجب رشد اما براى ناظران بيرونى كه در پى شناخت و بهرهبردارى و بهرهمندى هستند با دشواريىهايى همراه است . اين ويژگى نسبت به مرحوم قاضى ( ره ) از اين جهت كه به شاگردانشان نيز استمرار يافته و تحقق پيدا كرد بيشتر قابل توجه و بر وضعيت استخراج سيرهى ايشان موثرتر است . در اين رابطه نوشتهاند : « دو ويژگى اصلى شاگردان آقاى قاضى ، كه عموماً در همه آنها ديده مىشود يكى اين بود كه به پيروى از استاد ، آنها هم نماز جماعت اقامه نمىكردند و امام جماعت نمىشدند و ديگر اين كه عموماً از خود مكتوبى به جاى نگذاشتهاند با اين كه همگى انسانهاى بزرگ و صاحب مقامى بودند . آقاى قاضى بسيارى از دستنوشتههايشان را از بين مىبردند و هرگز « 4 » نمىگذاردند كه جلساتشان ضبط شود . و شاگردانشان همچون علامه و . . . . هم كه هر كدام فريد عصر خود بودند ، كمتر مكتوبى از آن ها بجاى مانده و اگر هم مانده باشد ، عموماً نوشتههاى عرفانى كه در باب سير و سلوك و كشف و شهودات معنوىشان باشد ، نيست . » ( آوينى 1 ، آنلاين ) با توجه به آنچه در بندهاى چهارگانهى يادشدهى بالا آمد چالشها و دشوارىهاى شناخت سيرهى تربيتى بزرگانى مانند مرحوم قاضى ( طاب ثراه ) بيشتر روشن مىشود . بدين روى اين خامه بر اين باور است كه : آنچه در پى مىآيد تنها زايشى است برآمده از تحليل محتواى كيفى نوشتهها و خاطراتى كه پيرامون شخصيت و سيرهى مرحو قاضى ( طاب ثراه ) نگاشته شده و بههيچ روى داعيهاى براى انتساب آن به ساحت قدسى مرحوم قاضى ندارد . در اين نوشتار ، پس از بررسى كوتاهى پيرامون معناى واژگان مورد استفاده ، تلاش مىشود شاخصهايى از سيرهى تربيتى مرحوم قاضى ( اعلىالله مقامه ) استخراج گردد به اين اميد كه بهرهاى قرار گيرد براى تصميمسازان نظام آموزشى كشور تا به جاى آموزش به سمت تربيت حركت نمايند .
--> ( 1 ) - استنباط نگارنده از مفاد آيهى شريفهى 32 سورهى مباركهى مائده كه قرآن كريم احياى يك نفس را همتراز احياى تمام مردم معرفى نموده و مفسران ارجمند ( براى نمونه ر . ك . : محسن قرائتى : 1389 ، ج 2 ، 282 ) ، برابر آيات و رايات يكى از مصاديق احياء را هدايت و ارشاد مردم به راه حق كه مهمترين سازكار آن تعليم و تربيت است دانستهاند . بدين ترتيب دينى كه براى فرد اين اندازه اهميت و جايگاه در نظر مىگيرد نمىتواند براى مسير تربيتى و رشد او بىبرنامه بوده و او را فداى جمع سازد ( 2 ) - هر كه را اسرار حق آموختند * مُهر كردند و دهانش دوختند ( 3 ) - مربى و متربى ( 4 ) - همچنانكه در نقل قول يادشده تاكيد و تصريح شده ، عدم تظاهر و نمود بيرونى نسبت به مرحوم قاضى و شاگردان راستينشان ( اعلىالله مقامهم ) در حوزهى مسايل و يافتههاى عرفانى بوده اما در ديگر حوزهها بهويژه فقهى ، اصولى و اخلاقى ، همگى بهنوبهى خود ، كم و بيش در غناى علم و عالم تشيع و بلكه انسانيت نقش داشتهاند . بنابراين انحصار يادشده به مباحث عرفانى آن هم در موضوعات خاص و بخصوص اخص يا خاصالخاص آن محدود مىشود .